آشفتگی اذهان جامعه جهانی و شکل گیری جریان سفیانی !
دانلود کتاب کالبدشکافی- Dissection
یکی
دیگر از عواملی که در زمره مقدمات آماده سازی پنهانی دولت سفیانی می باشد،
منحرف نمودن اذهان جامعه جهانی و متوجه کردن(ومتمرکز کردن) حواس مردم
بِسوی منازعات بین المللی است ؛
از جنگ اوکراین-روسیه / اسرائیل-حماس و
غزه / اسرائیل-ایران / اسرائیل-سوریه و لبنان و یمن گرفته تا تهدیدها و خط و
نشان کشیدن های اتمیِ هند و پاکستان و چین و کره شمالی و روسیه و آمریکا،
برای یکدیگر و برای رقبایشان !
خب بدیهیست که در یک چنین شرایطی
کارگزاران و متحدان سفیانی به خوبی فرصت این را دارند که مقدمات شکل گیری
نهضت و جریان سفیانی را به بهترین شکل ممکن تدارک ببینند !
یکی دیگر از موارد مهمی که ظن و گمان ما را نسبت به قرابت و نزدیکی جنبش سفیانی بیشتر میکند، آثار فرهنگی-اجتماعی نوظهور آن است ؛
به
خوبی در خاطر دارم که زمانی "زیدان" بازیکن سرشناس و بازنشسته فوتبال
فرانسه از به کاربردن نام میانی خود پرهیز می نمود(زین الدین یزید زیدان) !!!..
اما چرا !؟
چون
با توجه به آنچه که در محرم الحرام سال 61 قمری در کربلا اتفاق افتاده
بود، برای تمامی مسلمانان محرز بود که جناب "یزید بن معاویه" در برخورد با
امام حسین، رفتار خشن و نامناسبی داشت که در طول تاریخ اسلام، دل تمامی امت
را به درد آورده و خاطر همگان را آزرده ساخته بود و به همین علت نام نیکی
از خود در تاریخ به جای نگذاشت !
نام علی در میان مسلمانان بسیار پرطرفدار است درحالیکه جمعیت شیعیان جهان به 200 میلیون نفر هم نمی رسد، اما شما نام "شمر" را در بین جمعیت 3-2 میلیاردی مسلمانان به ندرت مشاهده میکنید درحالیکه شخص شمر خودش روزگارانی از صحابه حضرت علی بود. و این موضوع خود به تنهایی گواهی است برکارنامه عملکرد افراد که نشان می دهد تاریخ خود به خوبی درخصوص آنها قضاوت می کند !
آدلف هیتلر – اِروین رومل – هانس گودریان، هر سه نفرشان در جنگ جهانی دوم حاضر بودند و حتی به جرأت میتوان گفت که بسیاری از پیروزی های آلمان نازی در جنگ دوم جهانی مرهون نبوغ و هوش جنگی رومل و سرعت عمل سپاه گودریان بود. اما شما تمامی صفحات مربوط به خاطرات جنگ جهانی دوم را ورق بزنید و ببینید تاریخ درخصوص عملکرد گودریان و رومل چه نوشته است و آنها را چگونه قضاوت کرده است، و همچنین از عملکرد هیتلر-گوبلز-گورینگ چه در یاد دارد و آنها را چگونه قضاوت کرده است !!!

شما
اگر دهها مجلد کتاب در مورد "جرج بوش پدر و پسر" بنویسید، بازهم نمیتوانید
شهرت و محبوبیتی به آنها اعطا کنید که امثال "کندی و چگوارا" تا ابد از آن
برخوردار خواهند بود.
خود سینمای هالیوود که صاحب نظران اعتقاد دارند
در اختیار یهود و صهیونیسم است،هم راجع به "جرج بوش و دیک چنی" فیلم ساخته و
هم در مورد "کندی و چگوارا"، شما خودتان بروید تماشا کنید و سپس قضاوت
نمایید !
اینکه
شما در تاریخ 1400 ساله اسلام می بینید که استفاده امت از نامهائی همانند
شمر-یزید-معاویه-سفیان-مروان-خولی-حرمله و غیره بسیار اندک بوده است، بی
سبب و علت نیست !
اما امروزه ما می بینیم که طی یک حرکت خزنده و
زیرپوستی(که سرآغاز آن به چندین دهه قبل بازمیگردد) برای برسرزبان انداختن
این نامها و اسامی، کار فرهنگی گسترده ای انجام گرفته است که این موضوع خود
به تنهائی میتواند نشان دهنده نزدیکی موسم ظهور جناب سفیانی باشد ؛
سریال
پرسروصدا(و همچنین پربیننده) معاویه که با پشتیبانی مالی عربستان سعودی،
توسط شبکه MBC ساخته و پخش جهانی شد، یکی از همین موارد آماده سازی روانی
جامعه جهانی و زمینه سازی فرهنگی برای پذیرش و قبول دولت سفیانی است !

امام موسی صدر می گفت که : " ما ننگ علی هستیم ! "
اما باید از خود بپرسیم که بِراستی چرا ما شیعیان مایه ننگ امام علی هستیم !؟
در پاسخ باید گفت :
-
برای اینکه ما و امثالهم با نام علی، مشهدی علی، کربلای علی، حاج علی،
میرزا علی، سید علی و به نام علی(یعنی مایه گذاشتن از شخص حضرت علی) میرویم
و کارهائی را انجام می دهیم که نباید و از سوی دیگر آن دسته از کارهائی را
که می بایست انجام دهیم، فروگذاشته و انجام نمی دهیم یا درانجام آنها
اهمال کاری و کوتاهی می کنیم !
فلذا پس از 40 سال ندانم کاری هایمان در
دنیای اسلام و به جای نهادن آثار و دستاوردهای بد و مخرب در سایر جهان،
رقبای ما می آیند و بِموازات عملکرد _ لااقل در ظاهر_ خوب و درخشانشان، از
سرگذشت زندگی جنابان عمر و معاویه _به سلیقه خودشان نه آنچه که درواقعیات
هست_ سریالها می سازند و پیرامون شخصیت آنها فرهنگ سازی نموده و به معرفی و
تبلیغ ایشان می پردازند !
و آن هنگام است که آقای ترامپ می آید و به
عربستان سفر می کند و از آنجا برای ما پیام می فرستد که ای شیعیان جناب علی
بیائید و اندکی از شیعیان جناب عمر یادبگیرید که یک بیابان خشک را ظرف 20
سال آباد نموده اند، اما شما یک بهشت 4 فصل را با اقلیم معتدل ظرف 40 سال
تبدیل به برهوت نموده اید و ما نیز لال می شویم چراکه در برابر چنین پیامی
هیچ پاسخ منطقی نداریم !!!
اما بازهم اگر از خود بپرسیم که بِراستی چرا ما شیعیان مایه ننگ امام علی هستیم !؟
در پاسخ دیگری باید بگوییم :
-
برای اینکه هنگام بازدید مرحوم پاپ از نجف اشرف و ملاقات وی و آقای سید
علی سیستانی، واتیکان و نجف از دریچه دوربین تمامی خبرگزاریهای جهان به
تصویر کشیده می شوند !!!!!
و در این میان هم یک جوانمردی نیست تا از
متولیان حرم حضرت علی و شهر نجف اشرف بپرسد که در این 20 سال پس از صدام،
همت این را نداشتید تا لااقل منطقه حریم حرم امام مظلوم علی را مرمت و
نوسازی و نظافت کنید !؟ مگر نفرموده اند که "النظافت من الایمان" !؟
فلذا
نتیجه این می شود که جامعه جهانی این فرهنگ سازی پیرامون بنی امیه، معاویه
وآل ابی سفیان را درکنار عملکرد نادرست و نابخردانه چهل و چند ساله متولی
خودخوانده مکتب تشیع درجهان _ یعنی نظام جمهوری اسلامی ایران_ قرارداده و
مقایسه می نماید و آنگاه آنچه نباید بشود، می شود !
نقل
می کنند "جرج جردان" مصری که از تاثیر پذیران امام علی و از هواداران کتاب
نهج البلاغه بود، در سفری که به ایران داشته است می گوید :
"من در
تعجبم در یک کشور شیعه که بر سر طاقچه هریک از منازلش یک کتاب نهج البلاغه
وجود دارد، پس چرا وضع مردم و مملکت آنها این چنین رقت انگیز و نکبت بار
است !!! "
مفهوم این سخن چنین است که ؛
نه تنها کتاب نهج البلاغه
توسط ملت ما خوانده نشده بلکه دستورالعملهای آن نیز توسط فرمانروایان ما به
کار گرفته نشده و رهنمودهای امام علی مورد توجه حکام زمان ما نبوده است!
باید گفت که بر اثر عملکرد نامثبت انقلاب و نظام به ظاهراسلامی ما، نه تنها مکتب تشیع از دست رفت بلکه اسلام نیز شهید شد !
خداوند رحمت کند جناب علامه طباطبائی را که فرمود : "این انقلاب یک شهید بیشتر نداشت و آنهم اسلام بود !"
علی ایحال ! در انتهای این فراز بایست بگوییم و اقرار نماییم که در این موضع و موضوع بسیار حساس آخرالزمان، متاسفانه مرجعیت شیعه ضعیف عمل نموده و یادگار نیکی از خود بِجای نگذاشت !
باز بوی باورم خاکستری ست
واژه های دفترم خاکستری ست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هرچه می گفتند باور داشتم
ما به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشه در گنج قناعت داشتیم
پیل ها زهر هلاهل خورده اند(اشاره به جناب مالک اشترنخعی)
عشق ورزان مهر باطل خورده اند(اشاره به جناب ابوذرغفاری)
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفتیده ی مولا کجاست
نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
(اشاره به خاموش نمودن شمع بیت المال توسط حضرت علی
در زمان صحبت خصوصی با طلحه و زبیر)
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـه از سِرّ شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه ی مولا شدن کار تو نیست
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
خواستم چیزی بگویم دیر شد
واژه هایم طعمه ی تکفیر شد
قصه ی ناگفته بسیار است باز
دردها خروار خروار است باز
دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خواب ها
می رسد ته مانده ی بشقاب ها
قصّه های خوب رفت از یادها
بی خبر ماندیم از بنیادها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
صحبت از عدل و عدالت نابه جاست
سـود در بازار ابن الوقـت هاست
گفته ام این دردها را بارها
خسته ام خسته از این تکرارها
ای که می آید صدای گریه ات
نیمه شـب ها از پس دیوار ها
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
(خلیل جوادی)
سکانسی دیگر از سریال مستر روبات و واقعیات دولت سایه :
وقتی که نخهای درست رو بکشی، عروسک هرجوری که تو بِخوای میرقصه !!!
در یکی از سکانسهای این سریال به راحتی اعتراف می کند که رهبران ظاهری کشورها یک مشت عروسک خیمه شب بازی بیش نیستند
و درواقع این دولت درسایه است که کشورهای جهان بین الملل را مدیریت و اداره می نماید!